على بن حسين واعظ كاشفى
395
رشحات عين الحيات ( فارسي )
دارى و بر ملامت خواب كنى ، اميد است كه اين معامله مفضى به فتحى شود ، بعد از آن من بفرموده حضرت خواجه مشغول شدم و در آن اثنا مرا فتحى دست داد و عقدهها بگشاد . حضرت ايشان مىفرمودند كه در اوائل حال چنان نيازمندى بر باطن من مستولى بود كه هركس از آزاد و بنده و سياه و سفيد و صغير و كبير پيش آمدى « 1 » سر بر پاى او مىنهادم و بتضرع و ابتهال تمام همت و التفات خاطر از وى « 2 » درمىخواستم ، مىفرمودند كه در اوايل « 3 » ، پدر مرا زراعت در مزرعه « 4 » كلس « 5 » بود يكبار غله بدست ترك « 6 » صحرائى پيش من فرستاده بودند كه آن را در جاى كنم و من بضبط غله مشغول شدم و آن ترك جوالهاى خود را گرفت و رفت ، وقتى واقف شدم كه رفته بود ، در باطن من اضطرابى « 7 » عظيم پيدا شد كه از وى همتى دريوزه « 8 » نكردى و نيازى « 9 » پيش نياوردى اندوه « 10 » عجيب ازين تقصير در خود يافتم ، غله را همچنان گذاشتم و در عقب وى بتعجيل تمام رفتم وى را در نيمه راه شهر يافتم به نياز و تضرع تمام سر راه بر وى گرفتم و از وى درخواستم كه گوشه خاطرى به من دار و نظرى در كار من كن « 11 » ، باشد كه به بركت تو حق سبحانه بر من رحم نمايد و گره بسته من بگشايد آن ترك صحرائى متحير و متعجب شده ، گفت غالبا شما بقول مشايخ ترك ، عمل مىنمائيد « 12 » كه گفتهاند : هر كم « 13 » كور سانك خضر بيل و هرتون كورسانك قدربيل و
--> ( 1 ) - بر : پيش مىآمد ( 2 ) - مى : ازو در ( 3 ) - مى : در اوايل حال پدر مرا ( 4 ) - مى ، مج ، چپ : ( در مزرعه ) ندارد ( 5 ) - چپ : گلشن ، مى : كلس بفتح كاف و لام و سين مهمله مزرعهايست در تاشكند ( 6 ) - مج : تركى صحرائى ( 7 ) - بر ، اضطراب ( 8 ) - مج : درويزه نكردى ( 9 ) - مى ، مج : و نياز پيش ( 10 ) - مى ، چپ : اندوهى ( 11 ) - چپ : ( كن ) ندارد ( 12 ) - مج : عمل نماييد ( 13 ) - مى : هر كيم كورسنك خضر بيل و هرتون كورسانك قدربيل ، مج : هر كيم كورسانك خضر بيل و هرتون كه كورسانك ، چپ : هر كيم كورسانك خضر بيل هرتون كورسانك .